عامیانه

طرف

(طَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جانب، کرانه.
۲- سوی، جهت.
۳- (عا.) نزدیک به زمان خاصی یا حوالی آن.
۴- فرد شناخته شده و غایبی میان دو یا چند نفر، یارو.
۵- پاره، جزء.
۶- ناحیه، منطقه.

    ضایع کردن

    (~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
    ۱- خراب کردن، فاسد کردن.
    ۲- (عا.) کنف کردن، بور کردن.

      صبر

      (~.) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) شکیبایی کردن.
      ۲- (اِمص.) بردباری.
      ۳- (عا.) عطسه. ؛ ~ ایوب کنایه از: شکیبایی بسیار زیاد.

        صابون زدن

        (زَ دَ) [ یو – فا. ] (مص م.) شستن چیزی با صابون. ؛ ~ به دل (عا.) امید چیزی را در سر پروراندن.

          شیشکی

          (شَ) (اِ.) (عا.) صدایی است که برای مسخره کردن کسی از دهن برآورند.

            پیمایش به بالا