عامیانه

هرهری

(هُ هُ) (ص نسب.) (عا.)
۱- بی بند و بار.
۲- بی ایمان، بی اعتقاد. ؛~ مذهب آن که دین و مذهبی ندارد.

    هرز دادن

    (هَ. دَ) (عا.) (مص م.) (عا.)
    ۱- روان کردن آب در زمین‌های لم یزرع.
    ۲- هدر دادن، تلف کردن.

      هرزآب

      (هَ زِ) (اِ.) (عا.)
      ۱- آبی که بیهوده روی زمین جاری شود.
      ۲- فاضلاب.

        هرزبان

        (هَ) (اِمر.) (عا.) تخته‌ای که جلو جوی و نهر نهند برای کم و بیش کردن آب.

          هرت

          (هِ) (اِ.) (عا.) هرج و مرج، بی قانونی. ؛ شهر ~ جایی که در آن بی نظمی و بی قانونی و هرج و مرج حکمفرما باشد.

            پیمایش به بالا