عامیانه

دله

(دَ لَ یا لِ) (ص.) (عا.)
۱- چشم چران.
۲- هرزه، ولگرد.

    دل

    (دِ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- از اندام‌های درونی بدن جانداران که ماهیچه‌ای بوده و با حرکتی یکنواخت و پیاپی، خون را در بدن به گردش درمی آورد.
    ۲- (عا.) شکم.
    ۳- خاطر، ضمیر.
    ۴- دلیری، شهامت. ؛~ دادن و قلوه گرفتن کنایه از: گرم گفتگوی دوستانه یا عاشقانه بودن.

      دشت

      (~.) (اِ.)
      ۱- دستلاف.
      ۲- پیش مزد.
      ۳- (عا.) فروش اول هر کاسب. ؛ ~ کردن نخستین بار پول گرفتن، فروختن جنس اولین بار در هر روز. ؛ ~ کسی را کور کردن کنایه از: اولین بار فروش از او نسیه خریدن، موجب کسادی کار او شدن.

        پیمایش به بالا