عامیانه

دست گرفتن

(دَ. گِ رِ تَ) (مص م.)
۱- منع کردن.
۲- مدد کردن.
۳- پیمان بستن.
۴- (عا.) مسخره کردن.

    دری

    وری (دَ. وَ) (اِمر.) (عا.) سخنان بیهوده، حرف‌های بی سر و ته.

      دررفتن

      (دَ. رَ تَ) (مص ل.) (عا.)
      ۱- گریختن.
      ۲- گسیختن.
      ۳- از انجام کاری شانه خالی کردن.
      ۴- در انجام معامله‌ای به توافق رسیدن.
      ۵- جابه جا شدن مفاصل در اثر ضربه.

        درز گرفتن

        (~. گِ رِ تَ)(مص م.)
        ۱- دوختن شکاف جامه.
        ۲- (عا.) کوتاه کردن سخن برای جلوگیری از فاش شدن رازی.

          پیمایش به بالا