(دَ. وَ دَ) (مص م.) ۱- داخل کردن. ۲- بیرون آوردن. ۳- (عا.) کسب کردن، به دست آوردن.
(~. رَ تَ) (مص ل.) ۱- بیرون رفتن. ۲- (عا.) خروج زنی بدکار به منظوری نامشروع.
(دَ بَ) (ص.) (عا.) احمق، کودن.
(دَ) (ص.) (عا.) لات، بی سر و پا.
(بُ) (اِصت.) (عا.) = دامبول. دیمبول: صدای ناشی از نواختن سازهای موسیقی.
(ص.) (عا.) از هم پاشیده، متلاشی شده.
(مَ) (اِمر.) (عا.) ۱- لوطی و پهلوان محله. ۲- آن که غرور جوانی دارد.
و دسته (رُ دَ تِ) (اِمر.) (عا.) ۱- دسته، گروه. ۲- اطرافیان شخص، طرفداران.
(اِ.) (عا.) نک دودور.
(دِ) (ق.) (عا.) برای تأکید قبل یا بعد از فعل امر درآید: د برو، د زود باش، نزن د.