عامیانه

بعد

(بَ) [ ع. ] (ق.)
۱- پس، سپس.
۲- به غیر از، به جز.
۳- پس از. ؛ ~ از نود و بوقی (عا.) پس از مدت‌های طولانی.

    بسم الله

    (بِ مِ لْ لا) [ ع. ] (جمله اسمی. فعل امر.)
    ۱- به نام خداوند، به نام خدا (جمله‌ای که فارسی زبانان هنگام شروع کاری یا قدم نهادن در جایی گویند).
    ۲- (عا.) بفرما میل کن، بخور.
    ۳- نوعی تعارف برای این که کسی پیشقدم شود: بفرمایید، پیش افتید.
    ۴- در موقع تعجب از چیزی و مخصوصاً شنیدن سخنی شگفت آور گویند و بیشتر افاده انکار و ناباوری کند.
    ۵- چشم بد دور، ماشاءالله. ؛از بای ~ تا تای تَمَُت از اول تا آخر. ؛اول ~کنایه از: اول وقت، آغاز کار.

      برقی

      (بَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
      ۱- مربوط به برق.
      ۲- ویژگی آن چه با برق کار می‌کند.
      ۳- برق کار.
      ۴- (عا.) فوری، سریع.

        بده بستان

        (بِ دِ بِ) (اِمص.) (عا.)
        ۱- داد و ستد، معامله.
        ۲- مبادله، رد و بدل.
        ۳- روابط پنهانی متقابل.

          بچه بازی

          (~.) (حامص.)
          ۱- بازی کودکانه.
          ۲- عمل بچه باز.
          ۳- (عا.) رفتار نامناسب و نسنجیده.
          ۴- (عا.) آسان پنداشتن کار و جدی نگرفتن آن.

            Scroll to Top