عامیانه

باباغوری

(اِمر.) (عا.)
۱- نوعی کوری که چشم ورم کرده، بزرگ تر از حد معمول می‌شود.
۲- نوعی مهره گرد سیاه و سفید که برای دفع چشم زخم بر گردن کودکان آویزند.

    بابرکت

    (بَ رَ کَ) (ص مر.)
    ۱- دارای برکت.
    ۲- (عا.) هر چیز که بیش از تصور افزون آید مانند: غذا، پارچه و غیره.

      آوار شدن

      (شُ)(مص ل.)۱ – خراب شدن، فرو ریختن.
      ۲- (عا.) وارد شدن ناگها نیِ تعداد زیادی مهمان بر کسی.

        آواکس

        [ انگ. A.W.A.C.S ] (اِ.)۱ – دستگاهی مراقبت کننده جهت ردگیری هواپیماهای دشمن که در هواپیمای خودی نصب می‌کنند.
        ۲- (عا.) خبرچین.

          آهن پاره

          (هَ. رِ) (اِمر.)
          ۱- تکه‌ای از آهن.
          ۲- (عا.) هر یک از قطعات ماشین مستعمل و دور انداختنی، اتومبیل کهنه.

            آهای

            (شب جم.) (عا.)
            ۱- حرف ندا؛ آی.
            ۲- علامت تحذیراست:مراقب باش، برحذر باش.

              پیمایش به بالا