(دَ بِ یا بَ دَ) (ق مر.) لحظه به لحظه، دمادم.
(دَ دَ) (ق مر.) لبالب، لبریز.
(دَ دَیا دُ دُ) (ق مر.) پی درپی، لحظه به لحظه.
(~. دَ)(ق مر.)۱ – عبث، بیهوده. ۲- عامداً، قاصداً.
(دَ دَ) (ق مر.) معامله نقد.
(دُ دَ) (ق مر.) پنهانی، مخفیانه.
(دَ دَ) (ق مر.) بی درنگ، همان دم، در زمان، فوراً.
(ق مر.) درنگ و کندی در انجام کار.
(خِ خِ) (ق مر.) بیهوده، بی سبب.
(~. خُ شَ) (ق مر.) اندک – اندک، کم کم.