(پَ) (ق مر.) پرشیب.
(وَ) (ق مر.) = پابرچین: آهسته راه رفتن، طوری که صدای پا شنیده نشود.
(بِ) (ق مر.) ۱- قدم به قدم. ۲- برابر، همراه.
(بَ یا بِ بِ) [ ع – فا. ] (ق مر.) میانه، حد وسط، بین بین.
(شُ هَ یا هِ) [ فا – ع. ] (ق مر.) ۱- بی شک و تردید. ۲- بی اشتباه.
(جَ هَ) [ فا – ع. ] (ق مر.) ۱- بی سبب، بدون دلیل، بی علت. ۲- بیهوده.
(دَ رَ) (ق مر.) بی تأمل، فوراً.
(دَ) (ق مر.) ۱- بی مضایقه. ۲- بدون ملاحظه و خودداری.
(رَ) [ فا – ع. ] ۱- (ق مر.) بدون ارتباط، بی رابطه. ۲- بی اساس، مهمل.
(بِ طُ رِ کُ لّ) [ ع. ] (ق مر.) از هر لحاظ، من حیث المجموع.