(~. تَ) (مص ل.) مهلت یافتن.
(دَ) (مص ل.) روشن شدن، تافتن.
(~. بُ دَ) (مص ل.) ۱- در انتظار ماندن. ۲- عمر ضایع کردن.
(~. ش ِ دَ) (مص ل.) چندی به سر بردن، چند صباحی عمر کردن.
(تَ) (مص ل.) وقت گذرانیدن.
(دَ) (مص ل.) مخفی گشتن.
(رَ) [ ع. ] ۱- (اِ.) اول شب. ۲- (مص ل.) شبانگاه شدن.
(رَ دَ) (مص ل.) آزاد شدن.
(وَ یا وُ دَ) (مص ل.) ۱- توجه کردن، میل کردن. ۲- پرورش دادن.
(دَ) (مص ل.) گستاخ کردن، پُررو کردن.