مصدر لازم

رم

(~.) [ ع. ]
۱- (اِ.) چیز، شی ء.
۲- چاره، حیله.
۳- (مص م.) اصلاح کردن، نیکو کردن چیز.
۴- گرفتن ستور چوب‌ها را به دهان و خوردن.
۵- (مص ل.) پوسیده شدن استخوان، پوسیدن.

    رکود

    (رُ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) ساکن شدن، ایستادن.
    ۲- برجای بودن.
    ۳- کساد.

      رکوع

      (رُ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) خم شدن.
      ۲- پشت خم کردن در نماز به نحوی که پشت وی افقی و محاذی زمین و کف دست روی سر زانو قرار گیرد.
      ۳- فروتنی کردن.

        رکون

        (رُ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- آسودن، آرام یافتن.
        ۲- به سوی کسی یا چیزی متمایل شدن.

          پیمایش به بالا