(بُ دَ) (مص ل.) ۱- راه پیمودن. ۲- دزدی از مسافران، راهزنی.
(دَ) (مص ل.) رخصت دادن.
(تَ) (مص ل.) قطع طریق کردن، راهزنی کردن.
(مَ دَ) (مص ل.) سازگار شدن، هماهنگی یافتن.
(ذَ وَ) [ ع. ] (مص ل.) آب شدن، گداختن.
(ذُ) [ ع. ] (مص ل.) گداختن، آب شدن.
(ذَ) [ ع. ] (مص ل.) رفتن، شدن، گذشتن.
(ذُ) [ ع. ] (مص ل.) فراموش کردن، غافل شدن.
(ذُ) [ ع. ] (مص ل.) پژمردن، خشکیده شدن، پژمرده گی.
(~.) [ ع. ] (مص ل.) ۱- پژمردن. ۲- باریک میان شدن.