(دَ. رِ دَ) (مص ل.) ۱- رسیدن، به موقع رسیدن. ۲- فراهم شدن.
(دُ رُ) [ په. ] (مص ل.) ۱- درستکاری. ۲- تندرستی، سلامت.
(دَ یا دِ رَ دَ) (مص ل.) ۱- روشن شدن. ۲- تابیدن.
(دَ دَ) (مص ل.) سخن گفتن، سخنِ بی معنی گفتن.
(دَ. مَ دَ) (مص ل.) ۱- داخل شدن. ۲- بیرون آمدن. ۳- نزدیک شدن.
(~. دَ) (مص ل.) طول دادن، به درازا کشاندن.
(دِ سَ) [ ع. دراسه ] (مص ل.) ۱- دانش آموختن. ۲- به درس رو آوردن.
(دَ. اُ دَ) (مص ل.) ۱- درگیر شدن، حمله ور شدن. ۲- روی آوردن.
(دَ. شُ دَ) (مص ل.) داخل شدن، به درون رفتن.
هم شدن (~. شُ دَ)(مص ل.) ۱- مخلوط شدن. ۲- آشفته شدن، عصبانی گشتن.