مصدر لازم

جا افتادن

(اُ دَ) (مص ل.)
۱- با محیط یا شغل تازه سازگار شدن.
۲- در جای خود قرار گرفتن استخوان جابه جا شده.
۳- خوب پخته شدن غذا، به ویژه آش و مانند آن.
۴- با تجربه شدن، به کمال رسیدن.

    ثوران

    (ثَ وَ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- هیجان، به هیجان آمدن.
    ۲- برخاستن گرد و غبار.
    ۳- برپا شدن فتنه.

      ثقوب

      (ثُ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- شعله ور شدن آتش، روشن شدن ستاره.
      ۲- نافذ رای گردیدن.

        Scroll to Top