مصدر لازم

تحری

(تَ حَ رِّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- جستن.
۲- حقیقت را جستجو کردن.
۳- درنگ کردن.
۴- تأمل کردن.
۵- پیدا کردن قبله.

    تحدیق

    (تَ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- تیز نگریستن، تند نگاه کردن، چشم هشتن.
    ۲- گرد کسی بر آمدن.

      تحتم

      (تَ حَ تُّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- لازم گشتن.
      ۲- چیزی را بر خود واجب کردن.
      ۳- شادمانی کردن.

        تحجم

        (تَ حَ جُّ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- بیرون برآمدن هرچیز.
        ۲- حجامت کردن.
        ۳- برآمدن پستان.

          Scroll to Top