مصدر لازم

تجرع

(تَ جَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- جرعه جرعه نوشیدن آب یا…
۲- فرو خوردن خشم.

    تجرم

    (تَ جَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- گذشتن، به سر آمدن.
    ۲- گناه کردن.

      تجری

      (تَ جَ رِّ) [ ع. تجرء ] (مص ل.)
      ۱- دلیری کردن، شجاعت.
      ۲- نافرمانی، سرپیچی.

        تجسد

        (تَ جَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.) جسمیت یافتن، به صورت جسم درآمدن.

          تجسم

          (تَ جَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.) تناور شدن، دارای جسم شدن، تصویر ذهنی.

            پیمایش به بالا