(تَ بَ رّ) [ ع. تبراء ] (مص ل.) دوری کردن، بیزاری جستن.
(تَ دَ) (مص ل.) بی خود گشتن، از شدت گرما بی هوش شدن.
(تَ عَ) [ ع. ] (مص ل.) پیروی کردن.
(تَ عُ) [ ع. ] (مص ل.) از یکدیگر دوری کردن.
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) گریه دروغی.
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) با یکدیگر هم دست شدن برای انجام کاری.
(تَ یُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- با هم داد و ستد کردن. ۲- بیعت کردن.
(تَ یُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- جدا شدن از یکدیگر. ۲- اختلاف داشتن، تفاوت.
(تَ بَ تُّ) [ ع. ] (مص ل.) از دنیا بریدن و به خدا پیوستن.
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) بریدن از دنیا.