مصدر لازم

بزوغ

(بُ) [ ع. ] (مص ل.) برآمدن، تافتن، تابیدن (آفتاب و ستارگان).

    بریدن

    (بُ دَ) [ په. ]
    ۱- (مص م.) جدا کردن، پاره کردن.
    ۲- پیمودن، سپردن.
    ۳- نقب زدن، حفر کردن.۴ – (مص ل.) خسته شدن، بی انگیزه شدن.

      پیمایش به بالا