مصدر لازم

آلودن

(دَ) [ په. ]
۱- (مص م.) آغشته کردن، آلوده کردن.
۲- (مص ل.) کثیف شدن.

    آلفتن

    (لُ تَ)
    ۱- (مص م.) آشفتن، پریشان ساختن.
    ۲- (مص ل.) شوریده شدن، پریشان شدن.

      آلبالو گیلاس چیدن

      (دَ) (مص ل.) مجازاً صفتی برای چشم وقتی که نگاه می‌کند، ولی نمی‌بیند. حالتی برای چشم شخصی که مواد نشئه زا مصرف کرده.

        آغشتن

        (غَ یا غِ تَ)
        ۱- (مص م.) خیس کردن، نم کردن.
        ۲- آلودن.
        ۳- (مص ل.) خیسیدن، نم کشیدن.

          پیمایش به بالا