مصدر لازم

انقضاض

(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- افتادن به سرعت (بنا و غیره)
۲- رفتن ستاره، سقوط سریع ستاره ؛ ج. انقضاضات.

    انقلاب

    (اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- دگرگون شدن.
    ۲- زیر و رو شدن.
    ۳- قیام گروهی برای واژگون کردن یک حکومت.
    ۴- استفراغ، قی.
    ۵- نا – آرامی، بی قراری، هیجان.
    ۶- شورش، عصیان.
    ۷- تبدیل صورتی به صورت دیگر (فلسفه).

      انفعال

      (اِ فِ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- انجام شدن کاری.
      ۲- اثر پذیرفتن.
      ۳- شرمنده شدن.

        انقاض

        ( اِ ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- سنگینی بار بر پشت.
        ۲- گرانبار ساختن.
        ۳- استخوان را در هم شکستن.
        ۴- باز کردن ریسمان.

          پیمایش به بالا