ارزیدن
(اَ دَ) (مص ل.)
۱- قیمت داشتن.
۲- شایستن، لیاقت داشتن.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ثابت شدن. ؛~ بر قوس: کمان را بر زمین فرو برده ایستادن. ؛~عرق: برجستن رگ، پریدن رگ.
( اِ ) [ ع. ]
۱- ۱ – (مص م.) کسی را متهم ساختن.
۲- (مص ل.) دچار شک و تردید گردیدن، گمان داشتن.