مصدر لازم

اجتثاث

(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) از بیخ و بن برکندن، بریدن، از بن بریدن، بیخ بر کردن، استیصال.

    اجتماع

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- گرد هم آمدن، جمع شدن.
    ۲- مقارنه ماه و آفتاب، زمانی که ماه و آفتاب در یک برج و یک درجه و یک دقیقه جمع شوند.

      اجتماعات

      (~.) [ ع. ] (مص ل.) جِ اجتماع.
      ۱- گرد آمدن‌ها، فراهم آمدن‌ها، انجمن کردن‌ها.
      ۲- گروه‌های فراهم آمده، دسته‌های به هم پیوسته.

        پیمایش به بالا