مصدر لازم

اتهام

(اِ تِّ) [ ع. ]
۱- (مص م.) تهمت زدن، بدنام کردن، افتراء.
۲- (مص ل.) بدنام شدن، تهمت پذیرفتن.

    اتیان

    ( اِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) آوردن.
    ۲- مانند و نظیر چیزی را آوردن.
    ۳- (مص ل.) انجام دادن.
    ۴- آمدن.

      اتکال

      (اِ تِّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- توکل کردن.
      ۲- کار خود را به دیگری واگذاشتن و به او اعتماد کردن.
      ۳- تسلیم شدن. ؛ ~ به خدا توکل کردن به خدا.

        اتلاف

        ( اِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) تلف کردن، نابود کردن.
        ۲- (مص ل.) هلاک یافتن. ؛ ~ وقت بیهوده وقت را صرف کردن، به کارهای ناسودمند پرداختن و از وقت بهره نگرفتن.

          Scroll to Top