مسامحه
(مُ مَ حَ یا حِ) [ ع. مسامحه ] (مص ل.) آسان گرفتن، به نرمی رفتار کردن.
(مِ) [ ع. ]
۱- (اِ.) سرشت، طبیعت.
۲- (مص ل.) آمیختن، آمیخته شدن.
۳- قدما به چهار مزاج اصل قایل بودند: الف – مزاج صفراوی (گرم و مرطوب). ب – مزاج مالیخولیایی یا سوداوی (سرد و خشک). ج – مزاج دموی (گرم و مرطوب). د – مزاج بلغمی (سرد و مرطوب).