مصدر لازم

مسامحه

(مُ مَ حَ یا حِ) [ ع. مسامحه ] (مص ل.) آسان گرفتن، به نرمی رفتار کردن.

    مسافرت

    (مُ فِ رَ) [ ع. مسافره ] (مص ل.) از شهر یا کشوری به شهر یا کشور دیگر رفتن.

      مزاج

      (مِ) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) سرشت، طبیعت.
      ۲- (مص ل.) آمیختن، آمیخته شدن.
      ۳- قدما به چهار مزاج اصل قایل بودند: الف – مزاج صفراوی (گرم و مرطوب). ب – مزاج مالیخولیایی یا سوداوی (سرد و خشک). ج – مزاج دموی (گرم و مرطوب). د – مزاج بلغمی (سرد و مرطوب).

        Scroll to Top