مصدر لازم

وهم

(وَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) پندار، گمان.
۲- (مص ل.) تصوّر چیزی را کردن بدون قصد و اراده، به دل گذشتن.

    ولوله

    (وَ وَ لِ) [ ع. ولوله ]
    ۱- (اِ.) جوش و خروش، شور و غوغا.
    ۲- (مص ل.)بانگ و فریاد کردن.

      ولایت

      (وِ یَ) [ ع. ولایه ]
      ۱- (اِمص.) فرمانروایی، پادشاهی.
      ۲- (مص ل.) حکومت کردن، تسلط داشتن.

        ول شدن

        (وِ. شُ دَ) (مص ل.)
        ۱- رها شدن.
        ۲- افتادن چیزی از دست.
        ۳- سقوط کس یا چیزی.

          وفا

          (وَ) [ ع. وفاء ] (مص ل.) به جا آوردن عهد و پیمان و پایداری در دوستی.

            وفق دادن

            (~. دَ) [ ع – فا. ]
            ۱- (مص م.) مطابق کردن، سازگار کردن.
            ۲- (مص ل.) مطابق شدن، سازگار بودن.

              پیمایش به بالا