مصدر لازم

گل خواندن

(~. خا دَ) (مص ل.) در اصطلاح قماربازان همه نقد خود را یکباره بر داو نهادن، در این موقع کلمه «گل» را بر زبان رانند.

    گشتن

    (گَ تَ) [ په. ] (مص ل.)
    ۱- دور زدن، گردیدن.
    ۲- تغییر کردن.
    ۳- شدن.
    ۴- جستجو کردن.
    ۵- گردش، سیر کردن.
    ۶- چرخیدن، دور زدن.
    ۷- مراجعت کردن.
    ۸- جنگ کردن، مبارزه کردن،
    ۹- انتقال یافتن، رسیدن.
    ۱۰ – زایل شدن، غروب کردن.

      Scroll to Top