مصدر لازم

کشیدن

(کَ دَ) [ په. ]
۱- (مص م.) امتداد د ادن.
۲- به سوی خود آوردن.
۳- بردن، حمل کردن.
۴- تحمُل کردن، رنج بردن.
۵- منجر شدن.
۶- جذب کردن.
۷- وزن کردن.
۸- نقاشی کردن.
۹- نوشیدن.
۱۰ – بیرون آوردن.
۱۱ – تدخین کردن، دود کردن.
۱۲ – تقدیم کردن.
۱۳ – گستردن.
۱۴ – (مص ل.) حرکت کردن، رفتن، درکشیدن.

    کسوف

    (کُ) [ ع. ] (مص ل.) خورشید گرفتگی، هنگامی که کره ماه بین زمین و خورشید طوری قرار بگیرد که مانع از تابش نور خورشید به قسمتی از سطح زمین شود.

      پیمایش به بالا