مصدر لازم

قبول شدن

(~. شُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
۱- پذیرفته شدن.
۲- از عهده امتحان بیرون آمدن. مق. رد شدن، مردود شدن.

    قبابستن

    (~. بَ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
    ۱- قبا پوشیدن و بستن دگمه‌های آن.
    ۲- آماده شدن، حاضر گشتن.

      قال

      [ ع. ] (اِ.)
      ۱- گفتار، سخن.
      ۲- (مص ل.) گفتن. ؛ ~قول هیاهو، قال و قیل. ؛ ~ و قیل هیاهو، سرو صدا. ؛ ~مقال گفتگو، همهمه. ؛ ~ چیزی را کندن کنایه از: تمام کردن، به پایان رساندن. ؛ ~گذاشتن بیهوده منتظر گذاشتن.

        Scroll to Top