مصدر لازم

فدا شدن

(~. شُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) در راه کسی یا هدفی جان خود را دادن، قربانی شدن.

    فجل

    (فَ جْ یا جَ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- نرم و فروهشته گردیدن.
    ۲- ستبر شدن، غلیظ گشتن.

      فالگوش ایستادن

      (دَ) (مص ل.)
      ۱- در شب چهارشنبه سوری سر چهارراه ایستادن و به حرف‌های عابران گوش دادن و با تعبیر آن حوادث آینده را پیش گویی کردن.
      ۲- دزدیده گوش دادن به گفت و گوهای دیگران.

        Scroll to Top