مصدر لازم

غیبت

(~.) [ ع. غیبه ] (مص ل.) بد گفتن پشت سر کسی، عیب کسی را در غیاب وی گفتن.

    غیچ شدن

    (غ. شُ دَ) (مص ل.) سیخ شدن دست و جز آن، بی حرکت و خشک شدن موقت عضوی مانند دست یا پا.

      غور کردن

      (غَ یا غُ وْ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) در عمق مطلبی دقت کردن، به دقت رسیدگی کردن.

        غوص

        (غُ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) فرو رفتن در آب.
        ۲- داخل شدن در چیزی.
        ۳- تأمل کردن.

          پیمایش به بالا