مصدر متعدی

تلمیح

(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- نگاه تند و آنی به چیزی افکندن.
۲- اشاره کردن.
۳- اشاره کردن شاعر در شعر به داستان یا مثلی مشهور یا آوردن اصطلاحات علمی در شعر.

    تلقیح

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- بارور کردن درخت خرمای ماده به وسیله داخل کردن مایه خرمای نر به درون آن.
    ۲- واکسن زدن.

      تلجئه

      (تَ جِ ئِ) [ ع. تلجئه ] (مص م.)
      ۱- قرار دادن مال برای بعضی از وارثان دون بعض.
      ۲- واگذار کردن زمین خود به دیگری و بدین نحو تحت حمایت او درآمدن ؛ التجاء.

        پیمایش به بالا