(مُ) [ ع. مواساه ] (مص م.) یاری کردن، کمک رساندن.
(~. کَ دَ) (مص م.) جشن گرفتن و ضیافت کردن.
(مَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- ساییدن چیزی را. ۲- نرم کردن چیزی را.
(~. زَ دَ) (مص م.) نشان کردن بر چیزی.
(مَ رَ شَ یا رِ ش) [ ع. مهارشه ] (مص م.) بر یکدیگر برانگیختن (سگان و جز آنها را).
(مُ) [ ع. مهاجاه ] (مص م.) یکدیگر را هجو کردن، عیب همدیگر را گفتن.
(~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) در نظر گرفتن، پذیرفتن.
(مَ) [ ع. ] (مص م.) بازداشتن، دور کردن.
(~. کَ دَ) (مص م.) ۱- بدبخت کردن. ۲- غمگین کردن.
(مُ کِ حَ) [ ع. مناکحه ] (مص م.) نکاح، ازدواج.