مصدر متعدی

پرسیدن

(پُ دَ) [ په. ] (مص م.)
۱- خبر گرفتن، پ رسش کردن.
۲- احوالپرسی.
۳- عیادت.
۴- بازخواست.

    پرستیدن

    (پَ رَ دَ) [ په. ] (مص م.)
    ۱- بندگی کردن، ستایش نمودن.
    ۲- بسیار دوست داشتن.
    ۳- دوست داشتن، دوست گرفتن.

      پرداختن

      (پَ تَ) [ په. ] (مص م.)
      ۱- ادا کردن، کارسازی کردن.
      ۲- جلا دادن.
      ۳- به انتها رسانیدن.۴ – شرح دادن.
      ۵- خالی کردن، خلوت کردن.
      ۶- دور کردن، جدا کردن.
      ۷- آهنگ کار کردن، به کاری دست زدن.
      ۸- از کاری فارغ شدن.
      ۹- آماده کردن، ترتیب دادن.
      ۱۰ – ترک کردن، رها کردن.
      ۱۱ – توجه کردن، اعتنا کردن.
      ۱۲ – رفع کردن.
      ۱۳ – رای زدن، مشورت کردن.
      ۱۴ – گرفتن، ربودن.
      ۱۵ – جدا کردن.
      ۱۶ – مقید شدن.

        پراگندن

        (پَ گَ دَ) [ په. ] (مص م.)
        ۱- پاشیدن، پریشان کردن.
        ۲- پخش کردن.
        ۳- مشهور کردن.
        ۴- به هر سوی فرستادن.

          پیمایش به بالا