(فَ دَ) (مص م.) خلق کردن، هستی دادن.
(غَ دَ) (مص م.) آکندن.
(دَ) (مص م.) در بغل گرفتن، در بر کشیدن.
(غَ دَ) (مص م.) نک آغاریدن.
(دَ) (مص م.) آغاریدن.
(دَ) (مص م.) ۱- انگیختن، شوراندن. ۲- آشفتن. ۳- تنگ فراگرفتن.
(دَ) (مص م.) ۱- زیر و زبر کردن، برهم زدن. ۲- آمیختن. ۳- خمیر کردن.
(کَ دَ) (مص م.) دباغی کردن، پیراستن چرم.
(دَ) (مص م.) نوشیدن.
(شُ دَ) (مص م.) آشوردن.