مصدر متعدی

کشتن

(کُ تَ) [ په. ] (مص م.)
۱- بی جان کردن.
۲- خاموش کردن آتش و چراغ.
۳- از بین بردن یا سرکوب کردن.

    کسف

    (کَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- بریدن، پاره کردن.
    ۲- افکندن حرف متحرکی راکه در آخر جزو باشد، یعنی مفعولات را بدل به مفعولن کردن.

      Scroll to Top