مصدر متعدی فرسودن (فَ دَ) ۱- (مص ل.) ساییده شدن. ۲- کهنه و پوسیده شدن. ۳- (مص م.) ساییدن. ۴- کهنه و پوسیده کردن.
مصدر متعدی فرس راندن (فَ رَ. دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) ۱- اسب راندن. ۲- کنایه از: جستجو کردن، تفحص کردن.