فراکندن
(~. کَ دَ)(مص م.)کندن، حفر کردن.
(~. گِ رِ تَ) (مص م.)
۱- گرفتن، بازگرفتن.
۲- تصرف کردن.
۳- محاصره کردن.
۴- در برگرفتن، شامل شدن.
۵- آموختن، یاد گرفتن
۶- معلوم کردن.
۷- گسترش یافتن.
۸- پر کردن.
۹- عادت کردن.
(~. وَ یا وُ دَ) (مص م.)
۱- آوردن، پیش آوردن.
۲- یافتن، به دست آوردن.
۳- فراهم آوردن، گرد کردن.