(وَ. تَ) (مص م.) ۱- برداشتن. ۲- تحمل کردن. ۳- فرو بردن چیزی در مقعد یا فرج.
(وَ ثَ) [ ع. وراثه ] (مص م.) ارث بردن.
(نَ یا نُ دَ) (مص م.) باز نمودن، نشان دادن.
(کَ دَ) (مص م.) قرض گرفتن.
(گُ دَ) (مص م.) پرداختن وام و بدهی.
(گ ر تَ) (مص م.) ۱- پس گرفتن، دوباره گرفتن. ۲- منع کردن.
(گُ تَ) (مص م.) بازگو کردن، دوباره گفتن.
(گُ دَ) (مص م.) ۱- تسلیم کردن، چیزی را در اختیار کسی قرار دادن. ۲- ترک کردن.
(گُ تَ) (مص م.) نک. واگذاردن.
(س پُ دَُ) (مص م.) رد کردن، تأدیه کردن.