مصدر متعدی

حذو

(حَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- برابر کردن.
۲- پیروی، تتبع کردن (شاعر یا نویسنده‌ای را).

    حجر

    (حَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- منع کردن، باز – داشتن.
    ۲- منع کردن دادگاه و قاضی کسی را از تصرف در اموال خویش.

      حجامت

      (حِ مَ) [ ع. حجامه ] (مص م.) بادکش کردن و خون گرفتن از بدن از طریقِ مکیدن به وسیله شاخ و تیغ زدن بر محل مکیده شده.

        پیمایش به بالا