کچلی
(کَ چَ) (حامص. اِمر.) مرضی است که بر اثر آن زخمهایی در سر پیدا شود و موی بریزد، کلی.
(گُ) (حامص. اِمر.)۱ – به کار گماشتن (کسی را).
۲- ادارهای که به کار استخدام، ماموریت، ترفیع، انتقال، بازنشستگی و سایر امور مربوط به کارمندان و کارکنان یک سازمان میپردازد، اداره استخدام.
(~.) [ ع – فا. ] (حامص. اِمر.)
۱- عمل صیفی کار، زراعت محصولات تابستانی، کشت خربزه و هندوانه و خیار و مانند آن.
۲- کشت سبزیها.
(~.) (حامص. اِمر.) ادارهای که وظیفه آن حفظ امنیت شهر و استقرار نظم و تعقیب بزهکاران است و آن تابع وزارت کشور است، نظمیه.
(~. شِ) (حامص. اِمر.) دانشی که بررسی و تحقیق درباره مظاهر مختلف حیات اجتماعی انسان را از طریق علمی مورد مطالعه قرار میدهد.