پسوند

وا

(پس.) به آخر اسم پیوندد دال بر نگهبانی و حفاظت: پیشوا.

    مان

    [ په. ]
    ۱- (اِ.) اسباب و اثاثیه خانه.
    ۲- مثل و مانند.
    ۳- خانه.
    ۴- (پس.) به صورت پسوند در کلمات مرکب آید و به معنی محل، جا و خانه: دودمان.
    ۵- در بعضی کلمات به معنی «منش» و «اندیشه» آید: شادمان، قهرمان.
    ۶- از ریشه فعل اسم معنی (اسم مصدر) می‌سازد: زایمان، سازمان.
    ۷- از مصدر مرخم اسم ذات می‌سازد: ساختمان.
    ۸- در ضمیر شخصی متصل اول شخص جمع: الف – در حالت اضافی (ملکی): کتابمان. ب – در حالت مفعولی: گفتمان (به ما گفت).

      گون

      [ په. ]
      ۱- (اِ.) گونه، رنگ.
      ۲- (پس.) به صورت پسوند در ترکیبات آید به معنی شکل و رنگ: آبگون، آسمان گون، بنفشه گون.

        گسل

        (گُ س) (پس.) با بعضی واژه‌ها، معنای گسلنده می‌دهد. مانند: پیمان گسل.

          گسار

          (گُ) (پس.) پسوندی است که در ترکیب با بعضی واژه‌ها معنای خورنده می‌دهد. مانند: غم گسار، می‌گسار.

            گری

            (گَ) (پس.) در ترکیب با بعضی واژه‌ها، معنای حاصل مصدری می‌دهد. مانند: دادگری.

              گر

              (~.) [ په. ] (پس.)
              ۱- به آخر اسم معنی پیوندد و صفت فاعلی سازد: بیدادگر، کارگر.
              ۲- به آخر اسم ذات پیوندد و صیغه شغل سازد: آهنگر، درودگر.

                گاه

                [ په. ] (اِ.)۱ – آهنگ، آواز.۲ – (پس.)به صورت پسوند در نام‌های آهنگ‌های موسیقی به کار رود: سه گاه، چهارگاه.

                  گاله

                  (~.) (پس.) پسوند دال بر تصغیر است: پر گاله.

                    گاری

                    (پس.) پسوندی است که به آخر ریشه فعل، مصدر مرخم و اسم معنی افزوده می‌شود و معنای حاصل مصدری می‌دهد. مانند: رستگاری.

                      Scroll to Top