اسم فاعل

متجدد

(مُ تَ جَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.) نوخواه، کسی که آداب و رسوم جدید را می‌پذیرد.

    متبصر

    (مَ تَ بَ صِّ) [ ع. ] (اِفا.) بصیر و دانا، دقیق ؛ ج. متبصرین.

      متبع

      (مُ تَّ بِ) [ ع. ] (اِفا.) در پی رونده، پیرو. ج. متبعین.

        متبادر

        (مُ تَ دِ) [ ع. ] (اِفا.) پیشی گیرنده، چیزی که ناگهان به خاطر آید.

          Scroll to Top