اسم فاعل

مبل

(مُ بِ) [ ع. ابلال ] (اِفا.)
۱- ریزنده.
۲- ترکننده.
۳- اشکبار.
۴- شفا یافته.

    مبلد

    (مُ بَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آن که خود را بر زمین زند.
    ۲- بخیل.
    ۳- بی توجه.
    ۴- ابر بی باران.
    ۵- اسبی که در دو سبقت نکند.

      مبیت

      (مُ بَ یِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- آنکه اراده کاری کند در شب و تصمیم گیرد.
      ۲- گفتگو کننده در شب.
      ۳- شبیخون آورنده.

        مبیض

        (مُ بَ یِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- جامه سفید پوشنده.
        ۲- سفید گرداننده (جامه و غیره).

          مبصر

          (مُ ص) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- بیننده، با بصیرت، هوشیار.
          ۲- در فارسی، شاگردی که مسئول نظم کلاس است.

            Scroll to Top