اسم فاعل

ثاقب

(قِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- روشن، درخشان.
۲- روشن کننده.
۳- نافذ، سوراخ کننده.
۴- ستاره روشن.

    ثاوی

    [ ع. ] (اِفا.)۱ – فرودآینده.
    ۲- اقامت (دراز) کننده، مقیم.

      تایه

      (یِ) [ ع. تائه ] (اِفا.)
      ۱- متکبر، لاف زن.
      ۲- سرگشته، حیران.
      ۳- هلاک شونده.

        تارک

        (رِ) [ ع. ] (اِفا.)رهاکننده، ترک کننده. ؛ ~ دنیا آن که از دنیا روی برگرداند، زاهد، پارسا. ؛ ~ صلاه آن که نماز نگزارد.

          پیمایش به بالا