اسم فاعل

آتشبار

(~.) (اِفا.)
۱- ریزنده آتش (شخص یا شی ء).
۲- چخماق.
۳- تفنگ، توپ.
۴- یک واحد از توپخانه شامل چهار گروهان.

    آبزن

    (زَ)
    ۱- (اِ.) تشتی از سفال یا فلز که در آن آب گرم و دارو می‌ریختند و بیمار را در آن می‌گذاشتند.
    ۲- وان.
    ۳- (اِفا.) آرام دهنده، تسکین دهنده، شخصی که مردم را به زبان خوش تسلی دهد.

      آبدارچی

      (اِفا.) کسی که در اداره یا محل کار وظیفه اش درست کردن چای یا قهوه‌است.

        آب شناس

        (ش ِ) (اِفا.)
        ۱- شخصی که داند کدام جای از زمین آب دارد و کدام جا آب ندارد.
        ۲- آن که غرقاب و تنگ آب را از یکدیگر باز داند و راهنمای کشتی شود تا بر خاک ننشیند.
        ۳- قاعده دان.
        ۴- صاحب مهارت در علوم.
        ۵- حقیقت شناس.

          ایده ئولوگ

          (~. ئُ لُ) [ فر. ] (اِفا.) مسلک ساز، متفکران و فلاسفه و نظریه پردازانی که خالق ایده ئولوژی هستند.

            اوبار

            ( اَ ) (اِفا.) = اوبارنده. اوباشتن. اباریدن: بلع کننده، بلعنده.

              انگیز

              ( اَ )
              ۱- (اِ.) آن چه که باعث انگیزش و تحریک باشد، محرک، انگیزه.
              ۲- (اِفا.) در ترکیب به جای اسم فاعل نشیند: اسف انگیز، غم انگیز، شورانگیز.

                Scroll to Top