اسم فاعل

منغص

(مُ نَ غِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- تیره گرداننده.
۲- ناخوش کننده.

    منطوی

    (مُ طَ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- درپیچیده شونده، ن وردیده.
    ۲- در فارسی: حاوی، مشتمل.

      منصفه

      (مُ ص فِ) [ ع. منصفه. ] (اِفا.) مؤنث منصف. ؛ هیئت ~ در بعضی جرایم گروهی به تعداد معین از افراد عادی طبق قانون در دادگاه شرکت می‌کنند و پس از ختم دادرسی با هیئت دادرسان به مشاوره می‌پردازند و نظر خود را اظهار می‌کنند.

        Scroll to Top