اسم فاعل

مصطنع

(مُ طَ نِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- نیکی کننده، خوبی کننده.
۲- اختیار کننده چیزی برای خود.
۳- تهیه کننده طعامی برای انفاق در راه خدا.

    مصدق

    (مُ صَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- کسی که شخصی یا شیئی را تصدیق کند، راستگو دارنده. مق. مکذب.
    ۲- آن چه که موجب تصدیق گردد، مؤید.
    ۳- باور کننده.
    ۴- مقوم، ارزیاب. ج. مصدقین.

      مصحح

      (مُ صَ حُِ) [ ع. ] (اِفا.) تصحیح کننده، کسی که غلط‌های نوشته یا کتابی را تصحیح کند.

        مصدع

        (مُ صَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.) دردسر دهنده، آن چه که باعث زحمت شود. ؛ ~ اوقات شدن باعث دردسر شدن.

          Scroll to Top