اسم فاعل

مستسعد

(مُ تَ ع) [ ع. ] (اِفا.)
۱- نیک بختی جوینده، سعادت خواهنده.
۲- کسی که چیزی را به فال نیک گیرد.

    مستسقی

    (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آب خواهنده.
    ۲- مبتلا به بیماری استسقاء.

      مستشار

      (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- طرف مشورت، رایزن.
      ۲- متخصصی که از کشورهای خارج برای اصلاح وزارتخانه یا اداره‌ای استخدام کنند. ؛ ~ سفارت رای زن سفارت.

        Scroll to Top