اسم فاعل

محرک

(مُ حَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- حرکت دهنده.
۲- تحریک کننده، برانگیزنده.

    محرر

    (مُ حَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- نویسنده، نگارنده.
    ۲- آزادکننده.

      محدث

      (مُ حَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.) گردآورنده و بیان کننده احادیث.

        محدد

        (مُ حَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- تعیین کننده حد و کرانه چیزی.
        ۲- تیز کننده (کارد و جز آن).

          محترقه

          (مُ تَ رِ قِ یا قَ) [ ع. محترقه ] (اِفا.) مؤنث محترق. ؛ مواد ~ موادی که موجب سوزاندن اشیا و تولید حریق شود.

            محتسب

            (مُ تَ س) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- حساب کننده.
            ۲- داروغه، مأمور حکومت که وظیفه اش امر به معروف و نهی از منکر است.

              محتشد

              (مُ تَ ش) [ ع. ] (اِفا.)
              ۱- آن که در بذل مال و یاری دریغ نکند.
              ۲- آماده، مهیا.

                Scroll to Top