اسم فاعل

متکرر

(مُ تَ کَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- دوبار کرده یا گفته شده.
۲- دو دله شونده، مردد؛ ج. متکررین.

    متفقه

    (مُ تَ فَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آن که خود را فقیه معرفی کند.
    ۲- فقیه، دانشمند؛ ج. متفقهین.

      متقلب

      (مُ تَ قَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- دگرگون کننده هرچیزی.
      ۲- مردم نادرست و دغل.

        متفنن

        (مُ تَ فَ نِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- کسی که حرفه‌های گوناگون بلد باشد.
        ۲- کسی که به کاری یا هنری از روی تفنن بپردازد.

          Scroll to Top